راستش خیلی دلم براتون تنگیده بود ... واسه همین هرطوری که بود خودمو رسوندم تا این پست رو هم آپ کنم.
از همین جا از همتون تشکر میکنم...ببخشید اگه کم میام پیشتون ... خداییش این چند وقته خیلی درگیر زندگی بودم
فرصت نکردم آپ کنم.
اینبارشعر ترانه خیلی قشنگ آرش یوسفیان عزیز رو براتون نوشتم...امیدوارم خوشتون بیاد
نظر یادتون نره دوستای مهربونم![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
وقتی که میرفتیم ، با پای پیاده
گفتی فقط یادت باشه یه دوستی ساده
هیچ حسی نباشه
هیچ عشقی نباشه
یه روز خواستیم جدا بشیم، بریم خیلی ساده
این بارون چشمام تمومی نداره
آخه دلم برای تو یه بی قراره
گفتی نمیخوامت ، عاشقت نمی شم
گریه هاتم دیگه برام فایده نداره
دیدی که عاشقت کردم
خودت گفتی که فکر نمیکردم
اینجوری عاشقت بشم
ولی دیدی که عاشقت کردم
اما من واسه تو میمردم
دوسم نداشتی غصه میخوردم
آخرش دل تو رو بردم
گفتی منو میخوای چیکار
تنها بروهرجا میخوای ، برو



